محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1188
تاريخ الطبرى ( فارسي )
فرتنا نام بود كه هجاى پيمبر مىخواندند و او صلى الله عليه و سلم گفته بود كه دو كنيز را نيز با وى بكشند . حويرث بن نقيذ نيز جزو كشتنيان بود به سبب آنكه پيمبر را در مكه اذيت مىكرده بود . مقيس بن صبابه نيز بود به سبب آنكه يك انصارى برادر او را به خطا كشته بود و انصارى را بكشت و سوى قرشيان رفت و از اسلام بگشت . عكرمة بن ابو جهل و ساره كنيز يكى از مطلبيان كه پيمبر را اذيت مىكرده بود نيز جزو كشتنيان بودند . عكرمه سوى يمن گريخت و زنش ام حكيم دختر حارث بن هشام مسلمان شد و براى وى از پيمبر امان خواست كه پذيرفت و زن برفت و او را پيش پيمبر آورد . گويند سبب اينكه عكرمه پس از فرار به يمن مسلمان شد چنان بود كه خود او گفته بود خواستم به دريا نشينم و سوى حبشه شوم و چون به نزديك كشتى رفتم كه برنشينم كشتيبان گفت : « اى بندهء خدا تا كلمهء توحيد نگويى و از شرك بازنيايى بر كشتى من منشين كه اگر چنين نكنى بيم هلاكمان هست . » گفتم : « هيچكس بر كشتى تو نمىنشيند مگر كلمهء توحيد گويد و از شرك باز آيد ؟ » گفت : « آرى ، هيچكس بر ننشيند مگر آنكه موحد باشد . » با خود گفتم : « پس چرا از محمد جدا شدهام ، همين است كه او مىگويد كه خداى ما به دريا و خشكى يكى است ، و اسلام را بشناختم و در دلم نفوذ كرد . » عبد الله بن خطل نيز بود كه سعيد بن حريث مخزومى و ابو بريدهء اسلمى با هم او را كشتند . مقيس بن صبابه را نيز نميلة بن عبد الله كشت كه از قوم وى بود . يكى از دو كنيز ابن خطل كشته شد و ديگرى فرارى بود . تا براى وى از پيمبر